آرشامآرشام، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

آرشام کوچولو

رفتن یک هفته ای خونه مامان سامره

1391/7/24 11:46
نویسنده : مامان سمانه
1,567 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان من و شما هفته آخر 6 ماهگیت را رفتیم بابل خونه مامان سامره

خیلی این یک هفته خوش گذشت شما هم از هوای سالم شمال استفاده کردی و خوب میخوابیدی و خوب میخوردی گل نازم. با مامان کلی گشتیم و مهمونی و عروسی رفتیم.

راستی دایی جون برای شما دوتا عروسک خیلی ناز خرید و به شما هدیه داد. یکی خالت لرزش داره و یکی که بزرگتره هر صدایی را ضبط میکنه و بعد پخش میکنه اونو خیلی دوست داری

پنجشنبه بابایی ما را برد و ما هم جمعه رفتی عروسی و بعد هم تمام رئوزهای هفته را تو گشت و گذار بودیم. خلاصه خیلی خوش گذشت تا اینکه بابا پنجشنبه بعد با مامان مولود اومد دنبال ما.

البته این یک هفته بابا اکبر را ندیدیم چون بابا اکبر برای  نذری که داشت پیاده در خال رفتن به مشهد مقدس بود حدود 45 روز طول کشید تا برسه مشهد خدا بهش سلامتی بده و هر چی از خدا میخواد بهش بده. تو هم با قلب مهربونت برای همه دعا کن.

راستی مامانم یک خبر دیگه اینکه شما از آخر 6 ماهگیت تو تخت خودت میخوابی چون هم آقا شدی و هم اینکه جای شما دیگه برات کوچیک شده و سبح ها هم با صدا کردن مامان منو بیدار میکنی که بیام و بگیرمت.

عکس را تو ادامه مطلب میزارم زیاد نیست آخه بیشتر دنبال خوش گذشتن بودیم و زیاد عکس نگرفتیم.

اینجا تو عروسی هستیم آقای نازم

اینم اولین باره که شما سر همی پوشیدی مامان اصلا سرهمی دوست نداره و همین یکی را به اصرار مامان سامره برات خریدم و اونجا چون یکم هوا سرد بود تنت کردم اما شما هم زیاد خوشت نمیومد

اینم دوتا عروسک ناز که دایی جون امیر برات خریده دستش درد نکنه بوس برای دایی جون

اینجا هم اولین شبی است که شما تو تخت خودت خوابیدی ناز من

مامانی بیا منو ببر وگرنه این نرده را میکشونما

اومدی مامانی دوستت دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

شیوا(مامان پینار)
24 مهر 91 19:36
وای وای قربون پسر کوچولوبرم . دستبندشو آفرین که توتخت خودت می خوابی عزیزم.
مامان بهراد
25 مهر 91 23:58
خاله من هلاک تیپت شدم میدونی....... مامان جون اسپند فراموش نشه.....